X
تبلیغات
زولا

امان از آن راه...!

جمعه 13 مهر 1386

خودت را که به آن راه می‌زنی

بن‌بست می‌شود

                      بلوار ارتباط!

 

□□□

وقتی

در کوچه‌ی نگاهت

پی‌ات می‌گشتم

کاش می دانستم

                   خودت را زده‌ای به آن راه!

 

□□□

آن‌قدر خودت را زده‌ای به آن راه

که هیچ، پیدایت نیست...

غلط نکنم

گم و گور شده‌ای

                  در کوچه، پس‌کوچه‌های غرورت!

 

□□□

انصاف نیست:

تو خودت را بزنی به آن راه؛

من

زابراه بشوم!

 

□□□

خودت را به کدام راه زده‌ای

که آنتن نمی‌دهد

به موج‌های بی‌قراری‌ام؟!

 

□□□

این چندمین بار است

برای جلب محبت

سراغت آمده ام.

چشمهات

دوباره می گویند

خودت را زده ای به آن راه.

تکرار بشود، دفعه‌ی بعد

اشک و آه می آورم جلبت کنند

                           ...حالا می بینی!

 

بعد نوشت

عید ماه رمضان آمد و ماه رمضان رفت

صد شکر که این آمد و صد حیف که آن رفت...

نظرات (109)
عالی بود...
جناب دریا
فقط عالی!
پاسخ:
هیچ از این کامنتهای بی نام و نشون خوشم نمی یاد. گفته باشم!
و پاتو ق این بار با داستانی از لیلا عابدی بروز کرد
جالب انگیز بود! مخصوصا لاین آخرش...اشک و آه میاورم که جلبت کنند!

وای ی ی ی ی ی ی ی ی ی ی ی ی ی
دیوانه کننده بود ...... تو چه مکنی با این گردش قلم ......
این یکی را دیگر با فنت ۱۴ می نویسم ...تو دفتر شعرم ....
خیلی زیبا بود .... خدا قوت عزیر جان .(لبخند)
پاسخ:
حیف دفتر شعر نیست که به جای قلم با فونت توش شعر بنویسی؟!
احساس کردم با یه کامنت حق مطلب ادا نشده است .......
این پستت دو تا می خواهد .....
عالی بود ...(خر کیف! )
سلام عزیز

مرسی از حضور و نظر ت عزیز

برای نظر بر میگردم.
پاسخ:
علیکم السلام.
سلام... مارا چه به شعر ؟ ...اعتباری داریم از صدقه سر نام آورانیست که در پایین هرنوشته نامشان هست ... در عوض لذت ...تجربه ای که این روزها کمتر به دست می آید در نوشته شما هست ...حالا هی خودت را بزن به آن راه ...نشا بزن شاید دستت خوب باشد و این <آتوسا > برای سال دیگر پا بگیرد .... این چندمین بار است آمده ام ... بزن نشا را رفیق سرمان بی کلاه نماند ...
پاسخ:
علیکم السلام. من به اسم "اهورای بزرگ" نشا زدم. می شد البته بزنم "آی با کلاه"...این چه طوره؟!
سلام دوست من

حق با شماست . در برابر عظمت آن بزرگ مرد احساس حقارت میکنم و...
.
از سینه شب رمز دعا را بردند
از کشتی ناله نا خدا را بردند
تا خون علی به آسمان پر میزد
نالید سحر که مرتضی را بردند

بااحترام و عرض تشکر هجووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووم
پاسخ:
علیکم السلام.
سلام دوست خوب و مهربانم
در رابطه به نکته ای که در نظرات باغ مهتاب گذاشتی باید بگم که عزیزم احساسی که من داشتم احساس نزدیکی با آنها بود . احساسی که خیلی برایم دست یافتنی و ملموس بود . پس احساس نزدیکی ( قریبی ) با آنها داشتم . اگه آنها را نمی فهمیدم یا برایم تازگی داشت و دست نایافتنی مسلما نکته شما درست می بود . ازت ممنونم که آمدید .
پاسخ:
علیکم السلام.
سلام
قبول باشه این عبادات مشتی شما! ممنون که دعام کردید.
و دیگر از اینکه به سواد زبان عربی ما توهین کرده و دل مارو شکوندید! ممنونم!! درسته عربیم ته کشیده ولی اینقدر میدونم که زمانی عاشق عربی بودم و با ولع قواعدشو حفظ میکردم.(تکرار چنین زبان تندی رو ازتون نمیپذیرم...و در صورت وقوع مجدد کامپیوترتان خرد میشه و بلاگتون رومیدم فیلتر کنند!....(مزاح کردم...جدی نگیر!)
اما از شوخی گذشته ...چرا در مورد پستی که اخیرا گذاشتم نظری ندادید؟ مردم نظر گذاشتند شما عقب موندید ها! حالا گفته باشم...
یه چیز مشتی دیگه هم پست کردم که اندر کف خواهی ماند برای ساعتها ....
راستی گفتی که دعوت رسمی نمیخوای و به بلاگ من چند روز یه بار سر میزنی...پس چی شد!

راستی دیگه تکرار نشه ها (زبان تند!)
پاسخ:
علیکم السلام.
یعنی ما هم باید مثل خودتون توی یک پرانتز قید کنیم که (مزاح کردم...جدی نگیر!) تا شما باور کنید که ما شوخی کردیم؟!
حالا عربی و انگلیسی که سهله؛ من هنوز که هنوزه ماه‌های سال را با هم قاطی می‌کنم! معمولاً وقتی می خوام درباره‌ی ماه‌های سال حرف بزنم؛ توی ذهنم یه بار ترتیبشون را برا خودم می گم که یه وقت آبرو ریزی نشه! البته این مسئله را تا حالا کسی نمی‌دونست؛ شما هم به کسی نگید!
ای بابا! همه که مثل خودتون بیست و چهار ساعته توی نت نیستند! به جان کی قسم، سر می‌زنم ولی کامنت نشده بذارم. در اولین فرصت جبران می‌شه ان شاء‌الله.
راستی خیلی ترسیدم. آب قند، لطفاً!
حالا چرا این همه راه ؟؟ که آذارم می دهد این راه ها...

سلام...از داستان هات بیشتر خوشم میاد.البته کلا دست به قلمت حرف نداره...هر

چی که می نویسی.

چند تا از پست های قبلی تون را هم خوندم.

نویسا باشی عزیز...
پاسخ:
علیکم السلام.
چقدر در شهریور حال و هوای حالای مرا داشتی ...!

چکارش کردی ساعت های آن روز ها را ؟؟

پاسخ:
از آی‌پی‌تون متوجه شدم که جناب شمع‌دانی هستید؛ ولی متوجه نشدم منظورتون چی بود!
سلام
تکرار داشت..نمی دونم عیب حساب کنم یا نه..جدا از صداها..

راستی آدمهای زرنگ زرنگی بلدند..نه اونهایی که فقط می فهمند که زرنگ نیستند


تا بعد
پاسخ:
علیکم السلام.
فکر می کنم شما به این نکته ملتفت نشدید که مطالب این پست، شعر نبود. بلکه پنچ، شش تا هایکو – یا کاریکلماتور- بود با موضوعی واحد. البته اسم باکلاسش اینه وگرنه بی سوادی مثل من بهش می‌گه بازی با کلمات! بازیش هم این طوریه که یه مفهوم یا عبارت را مثل یه توپ بیندازی وسط میدون ذهنت و هی قلش بدی، تا اونجا که احساس کنی دربازه‌ی ذهنت برای یک گل قشنگ باز شده!
واقعا بازی لذت‌بخشیه؛ هم قلم را خوب نرمش می‌ده، هم ذهن را سرحال می‌یاره، هم دنیاهای جدیدی را پیش چشم باز می‌کنه که شاید هیچ کس به اونجاها دست پیدا نکرده باشه. پیشنهاد می‌کنم حتما امتحان کنید: سر به سر کلمات بذارید و لذت ببرید!
سلام.
زیبا می نویسی و طولانی ...
نظر منو بخوای این آخریه بهتر از بقیه اش بود ...
///
منتظرتم.
پاسخ:
علیکم السلام. نوشته‌های طولانی مرا ندیده‌اید...!
ای بابا یه بار یه حرف رو میزنن!
تو دیگه دل ما رو نشکون امشب نزدیکه گریم بگیره! بغضم گرفته...نمیدونم چرا...
کاش همیشه بهار بود و آتش داغ آسمان منو در آغوش میگرفت...
عجب پاییز بی رحمی این پاییز با بارونش...
ولی با این وجود نستالژی خاصی داره...بارونشو دوست دارم...
اگه بغض امونم بده...
(دعام کن)
سلام دوست خوبم
ممنون که به وبلاگم سر زده بودی.
پرسیدم دوستم داری؟ گفت: آره
گفتم: چقدر؟
گفت: از این جا تا خدا
اشکم جاری شد
گفتم: مگه نگفتی خدا از هم چیز به ما نزدیکتره .......
آپم خوشحال میشم ببینمت
گل بانو[گل]
پاسخ:
علیکم السلام.
می گم ِ؛بعضی وقتها کامنت گذاشتن برای شما خیلی سخته میشه !!!
از پس قلم شما یکی بر نمیام..بخصوص وقتی دوست نداشته باشم کامنت تکراری بذارم...
خوبه همیشه دعا کنیم موفق باشین...
در «نشا»، جای «وبلاگ‌های مودب» خالی!
پاسخ:
اولا وبلاگهای مودب را که داریم...جای وبلاگ‌های «بی ادب» خالی!
دوما یه اسم الکی هم نمی‌تونستید بنویسید؟!
اول این که از لینک ممنون.

دوم این که ما کنار بچه ها راحتیم. بچه های ما از تجزیه طلب ها خوششون نمی یاد. (این جا باید شکلک خنده باشد)

بعدش میگن کسی رو که خوابه میشه بیدار کرد اما وای از وقتی که طرف خودشو به خواب بزنه. شعرت منو یاد این انداخت.


شاد باشی
سلام...
خوش به حال قلمت که اینقدر فعال است...
زیبا بود...خیلی...
روان و مطلوب خواسته ی دل من خواننده....

در پناه حق
پاسخ:
علیکم السلام.
گفتم فعال چون گفتی می نویسی که تنبل نشه...
منم نوشتنو باید ادامه میدادم که الان اینجوری تنبل نشه...
التماس دعا..
احول ما هر چه باشد به خوبی شما نمی رسد !!!!
اگر احوالات خوب نبود که اینهمه تراوشات ذهنی زیبا فرتی بیرون نمی زد !!!! می زد ؟؟؟؟!!
راستی هر وقت رفتی ضمیمه بشی به جماعت (بخوانید سنجاق).... ما رو هم دعا کن !!!
یا حق .
بدم نیست آدم بعضی وقتا بزنه به اون راه...

شایدم اونیکی راه...

اصلا به هر راهی زدی زدی فقط یه جورایی نشون بده تو باغ نیستی اونوقت کاریت ندارن....


با مروری بر سریال اغما بروزم
سلام
با مطلبی به عنوان:
گزارشی از حوزه هنری شیراز که بشکن از شیشه ی شب
به روزم و منتظر
پاسخ:
علیکم السلام.
والا خدای متعال هیچوقت بد نمیده به انسان میده؟!
ولی نصف درد دل مربوط به قسمت سفید درد دل میشد و نصفیش دلتنگی و ...
ناراحتت کرد؟ اگه کرده بگو تا پاکش کنم....چون گناهه که مردم رو آدم با این حرفها ناراحت کنه!
سلام،
ضمن تبریک برای وبلاگ خوبتان، متأسفانه برخلاف تعهدی که در هنگام ثبت‌نام در «لیست وبلاگ‌های به روز شده» داده‌اید و با وجود لینک‌های دیگر در وبلاگ شما، در بررسی اولیه وبلاگتان نتوانستیم لینک «لیست وبلاگ‌های به روز شده» را در محل ثابت و مناسبی که در معرض دید باشد، پیدا کنیم؛ زیرا نفس اضافه کردن لینک لیست، آشنایی دوستان شما با حدود دو هزار وبلاگ موجود در لیست و استفاده از مزایای رایگان آن می‌باشد. لطفاً در صورت تمایل همانطور که بارها هنگام ثبت‌نام تذکر داده شده و متأسفانه شما با کم لطفی به آن توجه نکردید، ابتدا لینک لیست را در جای مناسبی قرار دهید، سپس، فرم مربوطه را که همراه ایمیل برای شما فرستاده شده است، مجدداً پرنمائید.
با تشکر
پاسخ:
علیکم السلام. خدا به سر شاهده، ما به شما نشا زدیم؛ منتها نه این‌که یه مدت خبری از شما نشد؛ گفتیم نکنه سر بی‌کلاهمان، کلاه رفته! این شد که برش داشتیم!
حالا خیلی خودتونو نارحت نکنید. لابد قسمت نبوده دیگه. با قسمت که نمی‌شه جنگید!
کاش خودمان را به آن راه زده بودیم نه به این بی راه

به روزم
اگر با اشک و اه میشد جلب کرد ... تا بحال من بهترین زندان بان میشدم :)
۩۩۩۩۩۩۩۩۩۩۩۩۩۩۩۩۩۩۩۩۩۩۩۩۩

سلام. تاره های ادبی به روز شد.

۩۩۩۩۩۩۩۩۩۩۩۩۩۩۩۩۩۩۩۩۩۩۩۩۩

۩ یاعلی ۩

http://www.ccccc.blogfa.com

http://www.s1001.com/ccccc.htm
پاسخ:
علیکم السلام. بابا سلیقه!
تکه‌های لذت‌بخشی بود؛ گرچه به پای نوشته قبلی‌تون نمی‌رسه.
موفق باشید.
سلام آی بی کلاه
چه اسم با مسمایی دارید شما.
راستی:
شما خوزستانی هستید؟
یکی از بچه ها اومده کامنت داده به اسم پاورقی : که منو هم تو لیست بلاگهای خوزستان بذار....
میخواستم ببینم شما بودید؟
به هر حال منو بابت مزاحمتم عفو بفرمایید
راسش از بلاگتون خیلی خوشم میاد: هم ظاهر و قالبش... وهم محتواش.
مایلید تبادل لینک کنیم؟
یا حق
پاسخ:
علیکم السلام. خوبی اسم ما اینه که هر کس از ظن خودش یارش می شه! حالا باید دید ظن شما چیه و چطور درباره‌ش فکر می کنید که می‌گید با مسماست.
خدا رحمت کنه حضرت امام را.می گفتند من ورزشکار نیستم ولی ورزشکارها را دوست دارم.حالا شده نقل ما؛ خوزستانی نیستم ولی خوزستانی‌ها رو دوست دارم! پاورقی، اسم کامنتدونی‌مونه! من به اسم خودم کامنت می‌ذارم.ولی یه وبلاگی را میشناسم که اسمش پاورقیه.اینم آدرسش: http://pavaraqi.parsiblog.com/ برید ببینید،شاید این بنده خدا بوده.
درباره نشا هم از قدیم گفتند: تو نیکی می کن و در دجله انداز... بعدش خدا بزرگه!
ممنون که سر زدید.شما خیلی خوب می نویسد .از این به بعد ما جزو خوانندگان همیشگی شما میشیم البته با اجازه.
پاسخ:
اختیار دارید. خونه‌ی خودتونه!
شورَش را که در می آوری ، نامه هایت مدام برگشت می خورند...آدرس را اشتباه نداده ام... تو خودت را به راه دیگر میزنی...آدم ره گم کرده ی من!!!

سلام
انگار این خود را به راه دیگر زدنها ذهن شما را هم به بازی گرفته!
فقط یک کلام؛
وقتی خودش را به آن راه زد...راه را لعنت نکن!
پاسخ:
علیکم السلام. حوا اگه شما باشید؛ آدم حق داره خودشو بزنه به اون راه و بره ره گم کرده بشه!
نه، من راهو لعنت نمی‌کنم. نه این‌که مستجاب الدعوه‌‌م، می‌ترسم یهو راه منفجر بشه، راه برگشت نَمونه براش!
موضوع چهارمین جلسه ی انجمن مجازی نقد و بررسی شعر برزو علی پور است . منتظر نقد و نظر شما عزیز فرهیخته هستیم
اشک و آه هم جلبش نمی کنند آ ٬
حالا می بینی !
پاسخ:
تا ببینیم خدا چی می‌خواد!
سلام
در تکرار چشم های ات
ماه لبخند می زند نرگس !
و شب ستارگان را می بلعد
تا رستاخیزی نه از آن جنس
دوباره در زمین بروید...
با این امیدکه در این ماه خدا را با تمام وجود حس کرده و اینک سرشار از زیبایی باشیدو روحتان متمتع........... عید را شادباش می گویم.لحظه هایتان نیکو و دلتان خوش...
پاسخ:
علیکم السلام.
وقتی راه های رسیدن زیاد باشه فرقی نمی کنه از کدوم راه بری اما باید صبر داشته باشی که از راه دور بری اما اگه تنبلی بهتره حواستو جمع کنی خودتو نزنی به اون راه چون سخت میشه اون وقت.

فکر کنم یه معنایی از توش در بیاد. نه؟

شاد باشی
پاسخ:
شاد نبودیم هم با خوندن جملات شما شاد شدیم!
سلام....
شعر جالبی بود....
من آپم....
عیدتون مبارک و طاعاتتون قبول...
پاسخ:
علیکم السلام.
سلام

خیلی قشنگ بود.
قشنگترین قسمتش اینکه اشک و اه می آورم جلبت کنند

امان از ..........................

یا علی
پاسخ:
علیکم السلام.
عید سعید فطر بر شما دوست عزیز و خانواده محترم مبارک
راستی
با پریشانی دل نگران دواتم هستم...
سلام
یک در صد احتمال چنین اتفاقی رو هم نمیدادم.
به هر حال ...
عذر میخوام.عیدتان هم مبارک.
پاسخ:
علیکم السلام.
سلام دوست عزیز
شعر زیبایی بود
یاد گرفتیم ...
تکنیک های جالبی رو به کار میبرید
من هم به روزم
با غزلی که شاید قرار بود مرثیه باشد
شاید ...
حکایت فشار آرتروز به جیب یک زن را تجربه کن
سکوتم را فریاد شو
دوستتان دارم تا مرگ غزل
پاسخ:
علیکم السلام. ما که عددی نیستیم؛ ولی اینو یادتون باشه که نویسنده‌ی خوب، اونی نیست که تکنیک‌های جالب را به کار ببره؛ بل اونیه که تکنیک‌های جالب، اونو به کار بگیرند!
خوب مشت و مال دادن کلمات ... زابرا خیلی این روزا تکرار شد تو سریال ها !
با سلام

متوجه منظورتون توی کامنتی که گذاشته بودید نشدم.
پاسخ:
علیکم السلام. چکار کنم حالا؟!
سلام عزیز
زیباست خوندم ولذت بردم
خیلی وقت بود که می خواستم به روز شوم ولی هر بار ...
ولی این بار با شمایلی جدید به روزم و منتظر
در پناه بارون
پاسخ:
علیکم السلام. در پناه خدا.
سلام

واقعا نقشه ای برای آینده ادبیات داری ؟
میگم این نوشته های آشنا چقدر میتوانند بر نوشتارمان تاثیر گذارند .
بیشتر حرف می زنیم . بیا به دیدنم رفیق هچجوووووووووووووووووووووم
پاسخ:
علیکم السلام. شما اجازه بدید ما اول تکلیف آینده‌ی خودمونو معلوم کنیم...آینده‌ی ادبیات را خدا بزرگه!
از حضورتان متشکرم.
خواندمتان وفعلا آرزومن موفقیت شما هستم.
پاسخ:
این اصطلاح «خواندمت» را کی مد کرده؟!
ممنونم عزیز از همدردیت...
پاسخ:
با کسی که لب تاپش را زده‌ند در حالی‌که متن همه‌ی نوشته‌ها و کتابهای در دست چاپش توش بوده و هیچ نسخه‌ی دیگه‌ای غیر از اون هم نداشته، همدردی نکنم چکار کنم؟!
ممنون
آخه چرا با شعرای غرب حال نمیکنی؟
بابا این شعرایی که ایران ترجمه میکنن نصفیش چرت و پرت و اراجیف...
اونا شعرای فوق العاده قدرتمندی دارن...

اصلا اونا باعث شدن نیما شعر نیمایی بگه!

موفق باشی.
پاسخ:
دیگه اغراق نکنید خواهشاً. تن یوشیج لرزید توی قبر!
( تعداد کل: 109 )
   1       2       3    >>

نام :
پست الکترونیکی :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد