X
تبلیغات
پخش زنده جام جهانی

این یک پست نیست!

جمعه 9 آذر 1386

مای داکیومنتم پر شده است از داستان‌های نصفه نیمه. شخصیت‌های داستان‌هام کفری شده‌اند. درستْ روی اعصابم اجتماع کرده‌اند و نشسته‌اند به تحصن، که یا ولمان کن برویم ردّ کارمان، یا سرنوشتمان را معلوم کن و از این برزخ درمان بیاور.

خداییش عجب رویی دارند ها! از عدم درشان آورده‌ام و بهشان هویت بخشیده‌ام، برایشان دل می‌سوزانم و فکر آخر و عاقبتشان هستم...آخرش هم این‌طور جوابم را می‌دهند. گیرم چند وقتی است نتوانسته‌ام بهشان سری بزنم؛ دلیل نمی‌شود که این‌قدر جسور و عصیان‌گر بشوند.

تازه دارم خدا را یک کوچولو درک می‌کنم! بهمان وجود بخشیده، اشرف مخلوقاتمان کرده، لحظه‌ای از حالمان غافل نیست، رزق و روزیمان را هم دارد می‌رساند... آن وقت ما این‌قدر غر می‌زنیم به جانش.

خدا جان، بمیرم برات! چه می‌کشی از دست ما بنده‌ها؟!

 

توضیح نوشت

وب‌داری و وب‌گردی تا اطلاع ثانوی تعطیل!

نظرات (35)
تعطیل؟ چرا؟
پاسخ:
برای این‌که بدون دست و پاگیر شدن زندگی مجازی، برسم به زندگی حقیقی‌ام...
مدتهاست سر ما بی کلاه مانده است
سری به ما نمی زنی؟
پاسخ:
ما چه کاره‌ایم... انیس من لا انیس له را دریابید!
ممنون.لطف کردین.
خوب نشد که تعطیل شد...
الحمد لله علی کل حال
پاسخ:
والشکر له ابداً سرمداً...
با سلام.
وب سایت رسمی فرزاد نامی و فرهاد نامی منتظر قدم مبارکتان است.
www.fnami.org
در ضمن اگر مایل به تبادل لینک بودید حتما اطلاع دهید.
لطفا نظرات با ارزشتان را برای سهولت در قسمت دفتر مهمان وارد کنید.
با تشکر
ف. نامی
پاسخ:
علیکم السلام. فعلا که انرژی وبلاگ‌گردی‌مان در حال تعلیقه؛ تا ببینیم حال و روزمان چه قطع‌نامه‌ای صادر می‌کند...!
من به دنبال خدا میگردم
کسی او را دیده؟
اگر او را دیدید سلامی برسانید به او
و بگویید او را
که گنه کار عبدی به دنبال تو است
با یه پست در مورد اویس قرنی آپ کردم
پاسخ:
خدای ما که اقرب من حبل الورید است و همیشه در دسترس... مشترک مورد نظر شما را نمی‌دانم!
شما نمی خواد بمیری من مطمئنم خدا اصلا با اینجور غر زدن ها اساسی حال می کند (نیشخند)
پاسخ:
اشتباه به عرضتان رسیده است! اتفاقاً خدا بیفتد روی دنده‌ی قهاریت، جهنمش «هل من مزید» گو می‌شود اساسی!
سلام.......
خوبی ؟؟؟؟؟؟؟؟
وقتی دعا کردی حاجتت را دم در آماده بدان....
آپم.....
پاسخ:
علیک سلام.
شکر خدا.
جدی؟!
سلام
کاش میشد استعفا داد
از همه چیز
از زندگی.......
پاسخ:
علیکم السلام.
اگر اشتباه نکنم این جمله را قبلا توی یک وبلاگ خوانده‌ام...
ایضا اگر اشتباه نکنم آن بلاگر گفته است هیچ‌وقت، بدون نام، این‌جا پاورقی نزده است...
اگر اشتباه نکنم... نه؛حتما اشتباه می‌کنم... هیچی اصلا.
سلام
به منم سر بزن
موفق باشی
پاسخ:
علیکم السلام.
سلام
ای بابا
آخه چرا ؟
درگیرو دار امتحاناتم و چند مشغله ی دیگر
این داستان شهید را هم وقت نشد بخوانم
رجای واثق دارم که میبخشی.
اما من به روزم ..... و منتظر.
بابات سلیقه ی موسیقیاییت هم تبریک میگم...من عاشق کارای کلایدرمن هستم.
فعلا...
پاسخ:
علیکم السلام.
با سلام . هشتمین جلسه ی انجمن مجازی با نقد اشعار سیامک بهرام پرور شروع شده است . در جمع منتقدان باشید ...
پاسخ:
علیکم السلام.
سلام
مطالب قبلی تان را خواندم. زیبا بودند.
موفق و موید باشید.
پاسخ:
علیکم السلام.
عجب! ما امشب هر وبلاگی که می رویم تا اطلاع ثانوی...
شعرهایتان خیلی تمییزند! خوشم امد! (البته با ای بی کلاه)
پاسخ:
خب؛ این را بگذارید به حساب نائل شدن بلاگرها به بلوغ عقلی!
سلام.....
عرفه و قربان مبارک.....
(خودت و خدای خودت )آپم....
التماس دعا
پاسخ:
علیکم السلام.
سلام
من مرتضی دوست احسان
از کامنتهای شما برای احسان با شما آشنا شدم
ادبیات رو دوست دارم
در واقع هر چی با درون آدم کار داره
من تو سیاست شعر میگم
شعرهای منم از سبکشون معلومه مال منه
کارم تمیزه و همه خوششون اومده چه اونایی که علیهشون بوده چه له
به قول بعضیها: کار تو(من) سلب و ایجاب از درونه افراده
ازسیاست بگذریم گاهی اوقات کلمات آهنگینی میگم البته اهل فن باید نظر بدن من میگم شعر نستن
یا حق
پاسخ:
علیکم السلام.
توی وبلاگ شما که اثری از شعر نبود...
چشم بصیرت که نمی‌خواست احیاناً ؟!
آسمان که بکوبد سرش را زمین..فکرمی کنی چه اتفاقی می افتد.... / انگورمی شود لهستان

پاهایم شروع می کنند به فراموشی / پروانه ی که درشکمم زندگی می کند

سقط می شود

همیشه فکرمی کردم ستاره ها دکمه های پیراهن دختری هستند

که من عشق تعارفش کرده بودم

باید مواظب باشم/ به راه راست بروم
سلام
قلم توانمندی داری رابطه خدا و انسان را چه زیبا و چه حقیقی توصیف کرده ای...شاد باشی.
پاسخ:
علیکم السلام.
سلام دوست قدیمی...سلام آقای...
آقای بی کلاه!
پاسخ:
علیکم السلام...
با منید؟!
سلام دوست عزیز!
سحوری با یک ماه تاخیر با یک غزل تازه به روز شد:

هجومِ فاجعه
تبعیض
مرگ
استبداد
فغان از این همه نامردمی، فغان ... فریاد !
دلی شکسته، تنی خُرد، پیکری خونین
نفس... نفس زدنِ کوچه در برابرِ باد
در امتدادِ هیاهوی این مترسک‌ها
در این حوالیِ بی‌سرزمینِ مرگ‌آباد :
درخت‌های سَتَروَن کلاغ می‌زایند
( کلاغ : منشاء یک نوعِ دیگرِ فریاد )
.................
.....
.............
.....

در سحوری به انتظارم.
پاسخ:
علیکم السلام.
سلام
مثل همیشه خوب
راستی ؛ستیز با خویشتن و جهان؛ از یوسفعلی میرشکاک را حتماْ بخوانید. حتماْ ها!
پاسخ:
علیکم السلام.
مثل همیشه لطف دارید.
فعلاً که دست و بال وقتمان بسته است. باشد در اولین فرصت...
ان شاء الله.
ضمناْ این محمدجواد میری شخصیت بی‌ادبی هم ندارد چه رسد به شخصیت ادبی! والـّا به‌خدا!
پاسخ:
اختیار دارید...
نائب الزیاره که هستید ایشالا؟
یک نفر پیدا شود کرکره ی مرا بکشد!
پاسخ:
هنوز این وبلاگ بی صاحاب نشده است شکر خدا!
آقا بلند شو ببینم
اینجا که جای نشستن و اجتماع نیست
پاسخ:
یک جوری می‌گویید آدم احساس می‌کند مرغ و جوجه کیش می‌کنید! هر چه نباشد شخصیت داستانم هستند ها!
سلام.
وقت بخیر.
اینجا مسابقه‌ی فلش فیکشن راه انداختند.
فکر می‌کنم مهمانی و تن‌ تبدار زمین می‌تونند 150 کلمه باشند. البته آقای ایران‌مهر می‌گفت حرف‌اضافه‌ها و عطف‌ها را نمی‌شمرد.
پاسخ:
علیکم السلام.
بسمه تعالی
حضور رهبر انقلاب در خانه‎ی شهدا/ چشم سوم اختصاصی
من برای 2 تا شهیدم اشک نریختم ولی الآن نمی‎تونم جلوی خودم رو بگیرم."
خیلی حرف برای گفتن داشت؛ اما، اما آقا را بغل کرده بود و می‎بوسید و می‎گفت: "زبونم نمی‎گرده حرف بزنم؛ نمی‎دونم چرا دارم گریه می‎کنم؟ پسر دومم که شهید شد، یک بچه‎ی 6 ماهه داشت؛ بدون این‎که اشک بریزم، برای امام پیام فرستادم؛ من این طفل 6 ماهه رو هم بزرگ می‎کنم، می‎فرستم جبهه؛ شما نگران نباشید!"
برای مطالعه ادامه مطلب به سایت khamenei.ir حتما سر بزن
پاسخ:
قلم ما هم قرار بود بشود چشم سوم سایت آقا...
کم‌سعادتی شاخ و دم که ندارد!
سلام
بنویسید دیگر.....
پاسخ:
علیکم السلام.
آدم بداند خواننده‌هایی چون شما دارد از خداش هم باید باشد که بنویسد... ولی انصافا فرصت نمی‌کنم. ان شاء الله در اولین فرصت...
دیگه چقد پاشم بیام بگم بیا سر کارو زندگیت
پاسخ:
کار و زندگی؟ این‌جا؟
شوخی می‌کنید!
سلام. خوبی؟
با اینکه بعد از مدتها سر زدم می بینم که خیلی هم به روز نکردی. اما راستش رو بخوای فکر می کنم کار عاقلانه ای می کنی که می خوای برسی به زندگی حقیقی.
هنوز هم یک مقدار من رو به رقابت بر می انگیزی.
راستی! امروز دلم خواست وبلاگ داشته باشم تا تو بیای و کامنت بذاری.
قبلا هم بهت گفته بودم که یه کم دیر به پستم خوردی. اگر یکی دو سال جوون تر بودم
حتما رابطه ام باهات خیلی بیشتر از اینها بود و بیشتر سعی می کردم بشناسمت.
پریشب توی مجلس به تو فکر می کردم. به اینکه امسال کجایی و به حالت توی مجالس پارسال. اینو گفتم که تاکید کنم ما به یادتون هستیم. حسش نیست بیشتر از این بنویسم. آزمون ارشد هم که تا اسفند به تاخیر افتاد. تو رو خدا برام دعا کن.
ارادتمند- یک دوست
پاسخ:
علیک سلام عزیز دل!
قبلا هم بهت گفتم: لذت داشتن یه دوست خوب توی یه دنیای بد، مثل نوشیدن یه چای گرم زیر برفه. درسته که هوا را گرم نمی‌کنه؛ ولی آدمو دل‌گرم می‌کنه...!
محتاج دعاتم.
الو سلام منم عاشق شما مجنون
از این که دیگر فحشم نمی دهی ممنون


علیکم السلام چون سلام از کوچیک تره
خیلی بی معرفتی
لا اقل یه سر بهمون بزن
حالا حقیقی و مجازیش فرقی نمی کنه.
فعلا گوشیمو خاموش کردم.
پاسخ:
علیکم السلام.
مطئنید درست اومدید؟!
من اصولا اهل فحاشی نیستم -معاذ الله- ؛چه رسد در قبال دوستان.
شفاف‌سازی کنید لطفا!
سلام عزیر دوست دارم ببینمت ولی این سیمها نمی ذاره !‌ خوشم می یاد که انگیزه های قشنگ و با ارزشی داری... نمی دونم اگه بدونی من چه شخصیتی دارم دوتا شاخ روی سرت سبز میی شه یا نه اما با همه اینها باید بگم که اینجا را دوست دارم گاهی سر می زنم در ضمن اون شخصیت ها را بذار یه جای گرم تا برسن بعد خودشون می یان بیرون مطمئن باش
پاسخ:
علیکم السلام. شما لطف دارید ولی فکر می‌کنم اگر بدانید من چقدر با تصورات شما فاصله دارم، سر شما هم از آن دو تا شاخ، بی‌بهره نخواهد ماند!
در ضمن اون حنظله دوست منه .. ..بعدشم می خوای ازدواج کنی مبارکه !!!
ذلم تنگ شده بود برای خودت و رک گویی های نرمت!
اومدم ببینم در چه وضعی هستی و ...
از داستان های نیمه کاره نگو که داغ دلم تازه میشه....کاش فقط مای داکیومنت بود...با دفتر سیاه و غر غرو چه باید کرد و مخی که میخواد و ناتووونه؟
سلام
خیلی وقت بود بهتون سر نزده بودم.
یعنی گمتون کرده بودم.
باحال بود.
یاعلی

نام :
پست الکترونیکی :
وب/وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد